تبلیغات
أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی


WeblogSkin

أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ


شهید رجبعلی آهنی

ابر برچسب ها

خداحافظی بوق و کرنا نمی خواهد
خداحافظی دلیل
بحث
یادگاری
بوسه
نفرین...
گریه
...
خداحافظی واژه نمی خواهد!

خداحافظی یعنی
در را باز کنی
و چنان کم شوی از این هیاهو
که شک کنند به چشم هایشان
به خاطره هایشان
به عقلشان
و سوال برشان دارد
که به خوابی دیده اند تو را تنها ! ؟
یا توی سکانسی از فیلمی فراموش شده ! ؟

خداحافظی یعنی
زمان را به دقیقه ای پیش از ابتدای آشنایی ببری
و دستِ آشنایی ات را پیش از دراز کردن
در جیب هایت فرو کنی
و رد شوی از کنار این سلام خانمان سوز
خداحافظی
"
خداحافظ" نمی خواهد!


مَن اُعطِیَ دعا ، اُعطِیَ الإجابَة
کسی که خدا بهش توفیق دعا کردن داده ، اجابت هم بهش داده "اُدعُونِی أستَجِب لَکُم"

بعد از هر نمازی یک دعایی مستجاب می شود ، روایت داریم فرمود وقتی که خدا از شما می خواهد که بعد از هر نماز دستت رو بلند کنی و یک حاجت از خدا بخواهی چرا نمی کنی؟...

اون وقت میگه چرا دعام مستجاب نمیشه...

بعد از نماز باید دعا کنی

دعا کردن محل دارد و آن هم بعد از هر نماز است که خدا مستجاب می کنه
نمازت رو که سلام دادی دستت رو بلند کن از خدا حاجت بخواه ...

آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)

...
ادامه مطلب ...

خیلی دلم گرفته بیا گفتگو کنیم

وقتش رسیده هرچه که داریم رو کنیم

از سایه های مبهم دیروز خاطرات

کمتر بیا ، دوباره بگومگو کنیم

در برکه های آبی ناب ستاره ها

خود را ز بیم غربت شب شستشو کنیم

من در تو و تو در من و ما هردو گم شدیم

جدی تر از همیشه بیا جستجو کنیم

شاید شروع وسوسه گرم یک نگاه

باشد همان که هردو ز هم آرزو کنیم

چرا عاقلان را نصیحت كنیم؟

بیایید از عشق صحبت كنیم                                                                       

تمام عبادات ما عادت است

به بی‌عادتی كاش عادت كنیم

چه اشكال دارد پس از هر نماز

دو ركعت گلی را عبادت كنیم؟

به هنگام نیّت برای نماز

به آلاله‌ها قصد قربت كنیم

چه اشكال دارد كه در هر قنوت

دمی بشنو از نی حكایت كنیم؟

چه اشكال دارد در آیینه‌ها

جمال خدا را زیارت كنیم؟

مگر موج دریا ز دریا جداست

چرا بر «یكی» حكم «كثرت» كنیم؟

پراكندگی حاصل كثرت است

بیایید تمرین وحدت كنیم

«وجود» تو چون عین «ماهیت» است

چرا باز بحث «اصالت» كنیم؟

اگر عشق خود علت اصلی است

چرا بحث «معلول» و «علت» كنیم؟

بیا جیب احساس و اندیشه را

پر از نقل مهر و محبت كنیم

پر از گلشن راز، از عقل سرخ

پر از كیمیای سعادت كنیم

بیایید تا عینِ عین القضات

میان دل و دین قضاوت كنیم

اگر سنت اوست نوآوری

نگاهی هم از نو به سنت كنیم

مگو كهنه شد رسم عهد الست

بیایید تجدید بیعت كنیم

برادر چه شد رسم اخوانیه؟

بیا یاد عهد اخوت كنیم

بگو قافیه سست یا نادرست

همین بس كه ما ساده صحبت كنیم

خدایا دلی آفتابی بده

كه از باغ گل‌ها حمایت كنیم

رعایت كن آن عاشقی را كه گفت:

«بیا عاشقی را رعایت كنیم»

قیصر امین پور

قول داده ام

فانوس یادت را

میان این کوچه ها بی چراغ و بی چلچله، روشن کنم

خیالت راحت! من همان منم؛

هنوز هم در این شبهای بی خواب و بی خاطره

میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم

اما به هیچ ستاره‌ی دیگری سلام نخواهم کرد

خیالت راحت...

چندی است تند، می گذریم از کنار هم

ظاهر خموش و سرد ، و نهان بیقرار هم

رخسار خود به سیلیِ می سرخ کرده ایم

چون لاله ایم ، هر دو بدل داغدار هم

او را غرور حسن و مرا طبع ، سربلند

دیری است وا گذاشته در انتظار هم...

چشم من و تو راز نهان فاش می کند

تا کی نهان کنیم غم آشکار هم

ای کاش آن کسان که بهشت آرزو کنند

عاشق شوند و با مه خود گفتگو کنند...


پروانه ایـی

در کفش یــک زائــر

دخیـل بست !

باغهای گل دیدنـد

کفشداری حـرمـت

قبـله پروانــه هاست  . . .


آه چه شام تیره ای، از چه سحر نمی شود

دیو سیاه شب چرا ، جای دگر نمی شود

 

سقف سیاه آسمان سوده شده ست از اختران

ماه ، چه ماه آهنی، این كه قمر نمی شود

 

وای ز دشت ارغوان، ریخته خون هر جوان

چشم یكی به ماتم اینهمه تر نمی شود

 

مادر داغدار من، طعنه تهنیت شنو

بهر تو طعن و تسلیت، گر چه پسر نمی شود

 

كودك بینوای من، گریه مكن برای من

گر چه كسی به جای من، بر تو پدر نمی شود

 

باغ ز گل تهی شده، بلبل زار را بگو:

" از چه ز بانگ زاغها، گوش تو كر نمی شود "

 

ای تو بهار و باغ من، چشم من و چراغ من

"  بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود  "

 



تعداد صفحات : 28

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |