منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
تدبر در قرآن
آیه قرآن
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
دانشنامه سوره ها
سوره قرآن
کاربردی


WeblogSkin

أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ


شهید رجبعلی آهنی

ابر برچسب ها



توبه کردیم که دیگر غم دنیا نخوریم
تا حسین هست غم روزی فردا نخوریم
توبه کردیم که تا سایه هیأت باقیست
لحظه ای حسرت آن جنت اعلا نخوریم
ما حیات دلمان بسته به اشک است و حسین
نان هر سفره بجز سفره زهرا نخوریم
گرچه فردا همه از حشمت تو حیرانند
ما قیامت ز کرامات شما جا نخوریم


کاش فقط دوستم بودی!
می رفتیم گردو بازی و کیف می کردیم
عشق تنها حماقتی بود که تنهاترمان کرده است...


گاه آنکس که درین دیر...مکان می خواهد

یک گنهکار فراریست .....امان می خواهد

گاه آنکس که به رفتن چمدان می بندد

رفتنی نیست دو چشم نگران می خواهد

قصه ی دست من و موی تو هم طولانیست

وصف آن بیشتر از عمر ....زمان می خواهد

عاشقی بار کمی نیست کمر می شکند

خود کشی کار کسی نیست توان می خواهد

چشم من گاه در آیینه تو را می بیند

هر که هر چیز که گم کرده همان می خواهد

این که ....هر کار کنم باز کمت دارم....را

عقل پنهان شده و قلب عیان می خواهد

بر سر عهد گران هستم و تنها ماندم

کار سختیست ولی قلب چنان می خواهد


هر روز فکر می کنم

و روشهای جدیدی برای خودکشی پیدا می کنم

وقت عمل که میرسد به نتیجه اش فکر می کنم

میبینم اصلا ارزش اشک "مادرم" را ندارد

بیخیالش می شوم

و مثل دیروز...

سیگار می کشم


"
حسین پناهی "



من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم ؛ تـــــو را دوست دارم

نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهــــم تــــو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیــــا تا صدا از دل سنگ خیــــزد

بگوییم با هم : تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد همـــآواز با ما :

تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم

قیصر امین پور 


الهى 

در جواب  خطاب  " یا ایها الذین آمنوا  "

لبیك  بگویم مایه شرمندگى است،

نگویم دور از وظیفه بندگى . . .

چاره‏ اى جز زیستن با مردم

و راهى جز ساختن با آنان نیست . . .

ولى دل را به دست دلدار ده

و آزاد باش . . .

و سر را به پاى دوست نه

و شاد باش . . .


دیده به درگاهش بدار،

تا چشم روشنت روشن تر شود

و دست امید به پیشگاهش بر،

تا جان خرّمت خرّمتر گردد.


علامه حسن زاده آملی


این روزها میگذرند ولی من از این روزها نمیگذرم …


تعداد صفحات : 29

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |