آرام جانم می­شوی، پشت وپناهم میشوی؟

من خسته ازبی مهریم! تومهربانم میشوی؟

  درمن نمانده ذره ­­ای، ازحس خوب عاشقی

تو ضامن آزادی از... رنج و عذابم می­شوی؟

قلبم گواهی می­دهد؛ هم مهربان هم لایقی...

آیاتوهم رویای من! فکر و خیالم می­شوی؟

من سخت بیمارم ولی! محتاج دارو نیستم!

آیا پرستار تب و درد و عذابم می­شوی؟

من هرشب از بهر رخت! هذیان به لب دارم همی!

آیا تو در بیداریم! ورد زبانم می­شوی؟

تاریکی و ظلمت مرا در دام خود کرده اسیر!

آیا چراغ روشنِ شبهای تارم می­شوی؟

سیمین تنی شکر لبی! افتاده در دامت دلم!

من عاشقی دلداده ام! جانا شکارم می­شوی؟

فصل نبودنهای تو! فصل خزان است ای دریغ!

شیرین من لیلای من...فصل بهارم می­شوی؟

محبوب من رحمی بکن!هجران قرار ما نبود!

ای مهربان دلدار من !صبرو قرارم می­شوی؟

درپهنه این آسمان! یک نقطه در کیهان منم!

اینک تو اسماء دلم، یا کهکشانم می­شوی؟

خواهم که پنهانم کنی!پنهان میان جان خود!

من خواستار رویشم ! گرمای جانم می­شوی؟

.................

پ ن: سال 1396 برای من سال واقعا عالی ای بود؛ و واقعا خداوند را به خاطر تمام این نعمتها شاکرم.

 شیرین من ... لیلای من ...