تا ما دور هستیم، ظهور نزدیک نیست. تا ما آماده نیستیم، او نخواهد آمد. من ناامید نیستم، چرا که هیچوقت اهل خواندن کتاب آیات شیطانی یأس نبوده ام. من قاری قرآنم، و تمام سعی ام بر این بوده که حتی آیات عذاب قرآن را به زیباترین لحن بخوانم همیشه. من با همه این حرف ها، مستأجر عمارت امید هستم. اعتقاد راسخ دارم که این شاهنامه با تمام تلخی، پایانش خوش خواهد بود. بیایید در این تاریکی، قدر نور را بدانیم و عاشقانه منتظر قافله ظهور باشیم. در دوردست ها سوسوی نوری می بینم، بیایید دست روی دست نگذاریم و دست به کار شویم. بیایید کاری کنیم کارستان، بیایید کاری نکنیم که دعای فرج هامان بی اثر شود، حرفی نزنیم که خدا لج کند با ما، جایی نرویم که بغض مقدس «عهد»هامان شکسته شود. بیایید آنقدر نخندیم که گریه هامان بی اثر شود، آنقدر غفلت نکنیم که ما را خواب ببرد و بند را آب. بیایید با اعمالمان برای قلب او رعد و برق نباشیم. بیایید قبل از آنکه سیل ویرانگری جاری شود، سد محکمی بسازیم روی رودخانه خروشان هوی نفس خود. آسمان پوشیده از ابرهای باران زاست. ابرها مثل یک طفل شیرخواره بی قرار اند. بیایید دعای فرج را با لهجه ابر و تجوید باران بخوانیم. بیایید دعای فرج را به سبک باران بباریم. او ترجمان آیه های بارانی مهربانی خداست. خدا باران را دوست دارد. بیایید دو رکعت نماز نزول باران و ظهور یاران بخوانیم و دست به دعا برداریم. دارد باران می بارد. شنیده ای می گویند، دعا در لحظه باران مستجاب می شود..



برچسب ها :
دل نوشته های ظهور , 

موضوع :
معصومین (ع) ,